در روزهایی که منطقه بار دیگر به صحنه قدرتنماییهای پرهیاهوی آمریکا تبدیل شده، تحرکات نظامی واشنگتن در خلیج فارس و پیرامون ایران، بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه رسانهها و تحلیلگران قرار گرفته است. اعزام ناوهای جنگی، استقرار اسکادرانهای هوایی و همزمان لفاظیهای تکراری و گاه متناقض دونالد ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران، تصویری آشنا از سیاست تهدیدمحور آمریکا را بازتولید میکند؛ سیاستی که طی پنج دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همواره بخشی ثابت از رفتار کاخ سفید بوده است. در این میان، تلاش برخی کشورهای اروپایی برای عقب نماندن از قافله تهدیدسازی علیه ایران نیز قابل تأمل است؛ بهگونهای که گزارشها از اعزام جنگندهها و هواپیماهای سوخترسان انگلیس به منطقه حکایت دارد؛ اقدامی که بیش از آنکه نشانه آمادگی واقعی برای تقابل باشد، بازتابی از تبعیت سیاسی لندن و متحدان اروپایی از فضای روانی طراحی شده توسط واشنگتن است. پرسش اینجاست که رئیسجمهوری که خود را بیش از هر چیز یک «بیزینسمن» معرفی میکند و کارنامهای مملو از رفتارهای منفعتمحور در عرصه جهانی دارد، چگونه میتواند برای کشوری خط و نشان بکشد که کمتر از هفت ماه پیش، طعم پاسخ موشکی مستقیم آن را در پایگاه هوایی العدید بهخوبی چشیده است؟
روزنامه قدس با طرح این پرسش که «آیا ایالات متحده اساساً قصد ورود به یک تقابل نظامی با ایران را دارد، یا آنچه شاهد آن هستیم، تکرار یک جنگ روانی فرسوده و کماثر است؟» در گفتوگو با کارشناسان حوزههای نظامی، امنیتی و دیپلماتیک، به بررسی ابعاد واقعی این تهدیدها پرداخته است.
پاسخ پرهزینه ایران
دکتر «غلامحسین یوسفی» مشاور پیشین وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و کارشناس ارشد مسائل دفاعی، در گفتوگو با روزنامه قدس تأکید میکند: ایالات متحده تنها در صورتی دست به حمله میزند که مطمئن باشد میتواند بزند اما ضربه نمیخورد؛ واقعیتهای امروز منطقه اما چنین امکانی را از واشنگتن سلب کرده است.
وی تصریح میکند: آمریکا و متحدانش بهخوبی دریافتهاند که جمهوری اسلامی ایران پس از تجربه جنگ ۱۲روزه، به سطحی از آمادگی روانی و آرایش جنگی رسیده که برای هر گونه تنشی آماده است. ایران بسیاری از نقاط ضعف گذشته خود را شناسایی و برطرف کرده یا در مسیر ترمیم آنها قرار دارد. همین مسئله، محاسبات دشمن را بهطور جدی تغییر داده است؛ چراکه هر گونه اقدام نظامی، با پاسخ متقابل و پرهزینه ایران همراه خواهد بود.
این کارشناس ارشد مسائل دفاعی با اشاره به مخالفت جدی برخی کشورهای منطقه با حمله احتمالی آمریکا به ایران، میگوید: طبق گزارش رسانههای معتبر آمریکایی، کشورهایی مانند عربستان، قطر و عمان بهشدت با گزینه حمله مخالفت کردهاند؛ زیرا جمهوری اسلامی ایران هشدار داده در صورت تعرض، پایگاههای آمریکا در منطقه هدف قرار خواهند گرفت و این کشورها بهعنوان میزبان پایگاههای نظامی آمریکا، متحمل خسارت مستقیم خواهند شد. او تأکید میکند: حتی رژیم صهیونیستی نیز در مقطع فعلی خواستار تعویق حمله است؛ چراکه سامانههای دفاع موشکی این رژیم همچنان در برابر توان موشکی ایران، آسیبپذیر بوده و خسارتهای وارد شده در جنگ اخیر بهطور کامل جبران نشده است. نگرانی تلآویو از آن است که هر گونه درگیری جدید، موجی از خسارتهای امنیتی و زیرساختی را برای این رژیم بهدنبال داشته باشد.
با این حال، این کارشناس دفاعی هشدار میدهد کاهش احتمال حمله نظامی به معنای پایان فشارها نیست. به باور وی؛ آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در حال انتقال میدان تقابل به عرصههای بینالمللی، حقوق بشری و سیاسی هستند؛ تلاشی که با محوریت پرونده اغتشاشات داخلی و همراهی بیچون و چرای اروپا با واشنگتن در حال دنبال شدن است. یوسفی تأکید میکند: هرچند احتمال حمله نظامی در شرایط فعلی چندان بالا نیست، اما تجربههای گذشته نشان داده نباید به ادعاها و عقبنشینیهای لفظی آمریکا و غرب اعتماد کرد؛ همچنان که نیروهای مسلح و دستگاههای امنیتی کشور نیز در بالاترین سطح آمادگی قرار دارند؛ چراکه فریب همیشه بخشی ثابت از راهبرد دشمن است.
هر چه نزدیکتر، آسیبپذیرتر
«امیر دریادار دوم سیاوش جره»، معاون سابق عملیاتی فرماندهی نیروی دریایی ارتش و مشاور عالی فرمانده این نیرو نیز در گفتوگو با روزنامه قدس با اشاره به سابقه این تحرکات تأکید میکند: این نخستین بار نیست که آمریکا حجم بالایی از تجهیزات نظامی را به منطقه منتقل میکند و چنین اقداماتی بیشتر جنبه تهدید و فشار دارد تا آمادگی واقعی برای درگیری. وی با بیان اینکه امروز تمامی منافع و پایگاههای آمریکا در منطقه در تیررس توان موشکی ایران قرار دارند، تصریح میکند: هر چه نیروها و تجهیزات آمریکایی به منطقه نزدیکتر شوند، برای ما وضعیت روشنتر و هدفگیری دقیقتر خواهد بود. به تعبیر دیگر، نزدیک شدن آنها نهتنها ایجاد نگرانی نمیکند، بلکه از منظر عملیاتی، شرایط را برای پاسخ قاطع سادهتر میکند.
این مقام ارشد پیشین نیروی دریایی ارتش همچنین با اشاره به محدودیتهای داخلی آمریکا در ورود به یک جنگ گسترده، تأکید میکند: در شرایط فعلی، با وجود همه اقدامهای میدانی و نیز نمایشهای رسانهای دشمن، تصور نمیکنم ترامپ دست به اقدام نظامی علیه ایران بزند؛ چراکه پس از تجربه جنگ ۱۲روزه، این بار درگیری با ایران، جنگی کوتاهمدت و چندروزه نخواهد بود. چنین جنگی ماهیت طولانی دارد و نه افکار عمومی آمریکا، نه کنگره و نه حتی متحدان واشنگتن، آمادگی پذیرش هزینههای آن را ندارند.
به گفته امیر جره، بیش از ۱۰۰پایگاه نظامی آمریکا همگی در برد تسلیحات جمهوری اسلامی ایران قرار دارند و این واقعیت، معادلات امنیتی را به ضرر واشنگتن تغییر داده است.
وی در عین حال به سطح آمادگی نیروهای مسلح کشور اشاره کرده و خاطرنشان میکند: آمادگی نیروهای مسلح به ویژه نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، همواره در بالاترین سطح قرار داشته و در حال حاضر هم در بالاترین سطح قرار دارد. برای شرایط مختلف، پیشبینیها و طرحهای عملیاتی از پیش آماده شده و در چنین مقاطعی، هیچ خللی در آمادگی ۱۰۰درصدی نیروها وجود ندارد. دریادار دوم سیاوش جره تأکید میکند: برخلاف هیاهوی رسانهای و تحرکات نمایشی آمریکا، توازن قدرت در منطقه بهگونهای است که هر گونه اقدام نسنجیده از سوی واشنگتن، با پاسخی پرهزینه و غیرقابل پیشبینی روبهرو خواهد شد؛ واقعیتی که بهنظر میرسد تصمیمسازان آمریکایی هم بهخوبی از آن آگاه هستند.
پینگپنگهای سیاسی و رسانهای
«احمد بخشایش اردستانی» عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی هم در گفتوگو با روزنامه قدس با اشاره به رفتارهای متناقض دونالد ترامپ تأکید میکند: رئیسجمهور آمریکا علاقهمند است ضربهای – ولو محدود – به ایران وارد کند؛چراکه پیشتر در جریان اعتراضها، به معترضان وعده «کمک در راه» را داده بود و اکنون بهنوعی در برابر این وعدهها قرار دارد.
به گفته بخشایش، مجموعهای از «پینگپنگهای سیاسی و رسانهای» میان تهران و واشنگتن شکل گرفته که از یک سو با مواضع قاطع جمهوری اسلامی و از سوی دیگر با تهدیدها و تحرکات نظامی آمریکا همراه بوده است. وی تصریح میکند: پس از آنکه رهبر معظم انقلاب، ترامپ را «مجرم» خواندند، ادبیات طرف آمریکایی نیز دچار تناقض شد؛ از اظهارات دوپهلو درباره برخورد با آشوبگران گرفته تا دستور افزایش تحرکات نظامی در اطراف ایران.
این عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به موضع کشورهای منطقه میگوید: کشورهایی مانند ترکیه، قطر و امارات هم علاقهای به حمله آمریکا به ایران ندارند؛ چراکه از یک سو روابط اقتصادی آنها با جمهوری اسلامی به ویژه در دوران تحریم افزایش یافته و از سوی دیگر بهخوبی میدانند هر گونه درگیری، دامنه بیثباتی را به کل منطقه خواهد کشاند.
بخشایش اردستانی همچنین هشدار میدهد: ایران بهطور شفاف به کشورهای منطقه پیام داده است در صورت هر گونه حمله از مبدأ پایگاههای آمریکایی، پاسخ متقابل داده خواهد شد؛ پاسخی که میتواند پایگاهها، منافع آمریکا و حتی مسیرهای حیاتی انرژی مانند تنگه هرمز را در بر بگیرد.
وی در عین حال معتقد است بخش قابل توجهی از تحرکات اخیر را باید در چارچوب «جنگ روانی» تحلیل کرد و میگوید: آمریکا ممکن است به دنبال یک اقدام نمادین هم باشد؛ اقدامی که اگر تصور کند بدون تلفات انسانی و هزینه جدی انجام میشود، اجرای آن را منتفی نمیداند. اما اگر واشنگتن به این جمعبندی برسد که هر ضربه به ایران، با تلفات نیروهایش همراه خواهد بود، ناگزیر عقبنشینی خواهد کرد.
این نماینده مجلس در ادامه به ابعاد جدید بازدارندگی ایران اشاره کرده و میگوید: انتشار اخباری درباره دستیابی ایران به توان موشکی با بردهای فراتر از ۵هزار و ۵۰۰ کیلومتر – فارغ از جنبه تبلیغاتی آن – بخشی از جنگ ادراکی و روانی است که معادلات دشمن را تغییر میدهد. جنگ فقط نظامی نیست؛ جنگ رسانهای و تبلیغاتی نیز بخشی از میدان نبرد است و ایران نیز در این حوزه دست بسته نیست.
دیپلماسی، قدرت نظامی و هوشیاری منطقهای
«فریدون انتظاری» سفیر پیشین ایران در کره جنوبی و دیپلمات ارشد کشور در گفتوگو با روزنامه قدس تأکید میکند: آمریکا مشغلههای متعدد بینالمللی دارد؛ از پرونده گرینلند گرفته تا مسائل منطقهای و غزه و این در حالی است که اروپا، چین و روسیه نیز با دقت این تحولات را رصد میکنند و اجازه اقدامهای نسنجیده را نمیدهند.
وی با اشاره به قدرت نظامی ایران میگوید: تهدیدها از سوی آمریکا و متحدانش با پاسخهای محکم ایران مواجه شده و پایگاهها و منافع آمریکا در منطقه در تیررس توان موشکی و عملیاتی کشور قرار دارند و واقعیت این است که ایران با توان دفاعی و پاسخ متناسب، همواره قدرت بازدارندگی خود را حفظ کرده است.
انتظاری در بخش دیگری از سخنان خود، نقش کشورهای منطقه و اروپا را برجسته میداند و تأکید میکند: کشورهای حوزه خلیج فارس، ترکیه و سایر همسایگان به خوبی میدانند هر گونه حرکت نسنجیده علیه ایران میتواند پایگاههای آنها را نیز در معرض خطر قرار دهد و از این رو، تمایل چندانی به حمایت کامل از اقدامهای آمریکا ندارند.
وی با اشاره به نقش قدرتهای جهانی خاطرنشان میکند: درگیری نظامی گسترده با ایران، صرفاً یک موضوع دوجانبه نیست. چنین جنگی برای روسیه و چین نیز تبعات راهبردی دارد و به همین دلیل، آنها نمیتوانند نسبت به امنیت و موجودیت ایران بیتفاوت باشند؛ همان گونه که ناتو و رژیم صهیونیستی در کنار آمریکا قرار میگیرند.
سفیر پیشین ایران در کره جنوبی معتقد است: مجموعه این عوامل- قدرت نظامی و بازدارندگی ایران، هوشیاری منطقه و نقش بازدارنده چین و روسیه، حضور مردمی گسترده و آمادگی داخلی نیروهای مسلح- موجب میشود سناریو یک جنگ مستقیم با ایران، فعلاً منتفی باشد و تحرکات آمریکا بیشتر در چارچوب جنگ روانی و تهدید نمادین قرار بگیرد.



نظر شما